ملا شيخعلى گيلانى
78
تاريخ مازندران ( فارسى )
مؤيد الدوله در سيزدهم شعبان سنهء ثلث و ستين و ثلثمائه به مرض خناق و فوت عضد الدوله به علت صرع روز دوشنبهء هشتم شوال اثنى و سبعين و ثلثمائه به وقوع انجاميدند . وفات عضد الدوله را مخفى داشته در دار العمارهء شيراز دفن كردند . چون ظاهر شد بيرون آورده به نجف اشرف بردند . از آثار آن شهنشاه قبهاى است كه بر مضجع حضرت امير المؤمنين على عليه السلام و ديگرى بر مرقد حضرت امام حسين عليه السلام برافراشته است . بيمارستان بغداد و بند امير فارس نيز از آثار آن پادشاه عاليجاه است . شمهاى از حالات آل زيار [ آل زيار ] بعد از مرداويج بن زيار در جرجان و بعضى اوقات در مازندران و گيلان نيز تسلط داشتهاند . اول اين طبقه برادر مرداويج وشمگير بن زيار كه در عهد برادر حاكم رى بود . چون مرداويج به قتل رسيد ، عماد الدوله على بن بويه ، برادر خود ركن الدوله را به رى فرستاد . وشمگير گريخته در جرجان رفت و به حكومت نشست . كوشيار منجم گيلانى كه در نجوم ثانى ابو معشر بلخى است با او مىبود . در محرم سنهء سبع و خمسين و ثلثمائه به وشمگير گفت « امروز سوار مشو كه اگر سوار شوى باعث هلاكت تو خواهد بود . » فرمودند كه كسى اسب زين نكند . وشمگير تا پيشين آن روز صبر كرد و وقت ظهر در طويله به تماشاى اسبان رفت . ناگاه از بيرون آواز برآمد كه گراز رفت . پرسيد كه چه آواز است ؟ گفتند « خوك بزرگى پيدا شده ، در پويه سرعت مىنمايد كه بدر رود . » گفت « اسب بياريد . » گفتند « هيجكدام زين ندارند . » گفت « هر قسم كه هست بياريد . » اسبى با جل و پيراهنش پيش آوردند ، سوار گشته ، به خوك نزديك شد و بانگ زد كه گراز مرو كه رسيدم . گراز بازگشته